عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

565

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

آنچه گذشتند پيش از شما مَسَّتْهُمُ الْبَأْساءُ بايشان رسيد بيمناكيها و زورها وَ الضَّرَّاءُ و تنگيها و نيازها وَ زُلْزِلُوا و ايشان را از جاى بجنبانيدند ببلاها حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ تا آن گه كه رسول ايشان گفت وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ و ايشان كه گرويدگان بودند با وى مَتى نَصْرُ اللَّهِ اين يارى كه از اللَّه وعده است هنگام آن كى ؟ أَلا آگاه بيد إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ كه هنگام يارى دادن خداى نزديك است . النوبة الثانية - قوله تعالى : - كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً الآية . . . - اى على ملة واحدة . - خلافست ميان علما كه اين ملت كفر است با ملة اسلام ، قومى گفتند ملت كفر است ، ميگويد مردمان همه بر ملت كفر بودند ، يعنى در سه روزگار - در آن زمان كه نوح عليه السلام پيغام آورد بخلق ، و در آن زمان كه ابراهيم ع پيغام آورد ، و در آن زمان كه محمد مصطفى صلّى اللَّه عليه و آله و سلم پيغام آورد ، مردمان همه درين سه وقت يك گروه بودند ، بر يك كيش ، در هر كنجى صنمى ، در هر سينه از كفر و شرك رقمى ، در هر ميان زنارى ، در هر خانه بيت النارى ، هر چند در انواع كفر مختلف بودند اما در جنس يكى بودند - فالكفر كلّه ملة واحدة . اما بقول ايشان كه گفتند - ملت اسلام است ، معنى آنست كه مردمان همه بر ملت اسلام بودند ، يعنى از عهد آدم تا مبعث نوح ، و ميان ايشان ده قرن بودند ، همه بر ملت اسلام و دين حق و كيش پاك پس در روزگار نوح مختلف شدند ، و روزگار عمر نوح بقول عكرمة هزار و هفصد سال بود ، از آن جمله هزار كم پنجاه سال مدت بلاغ و دعوت بود . روى فى الخبر انه كانوا يضربونه كل يوم عشر مرات حتى يغشى عليه كلبى گفت : - كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً اهل سفينهء نوح بودند يك گروه راست بر ملت اسلام و دين حنيفى ، پس مختلف شدند بعد از وفات نوح ، و اللَّه تعالى بايشان پيغامبران فرستاد . ابى كعب گفت « كان النّاس امّة واحدة » - يعنى روز ميثاق كه رب العالمين فرزندان آدم را همه از پشت آدم بيرون